Description
خشم ییلاق ، تا دختر به داخل ،رفت پوس پوسکها بلند شد زن کابلی که به نظر میآمد بیشتر از همه دلش سوخته از جایش بلند شد و درست جای دخترک .نشست دل و نادل نگاهی به بقیه انداخت وقتی نگاه تأييدآمیز بقیه را گرفت سرش را بیخ گوش پیرزن برد و چیزهایی گفت کسی نفس نمیکشید تا پیرزن خوب ملا شود.
چهار داستانی که در مجموعۀ حاضرگرد آمد هاند، در فضا و مکان متفاوت اتفاق افتاد هاند و موضوع «زن » بودن، وجه مشترک آن هاست. زنانی که هر کدام به شکلی متفاوت با خود، جامعه، طرز تفکرات، سن تها و… درگیرند و هر یک در تلاشند تا راهی برای عبور بیابند.
افق هنوز روشن نشده بود که سر و صدای خروسها بلند شد. بانو نیم ساعتی بود که پهلو میگرداند، ولی هیچ دلش نمیخواست بلند شود. نگاهی به کیمیا و رحیم انداخت که هنوز در خوابِ ناز بودند. کمپل را تا شانههای دخترش کیمیا، بالا کشید. پسرش رحیم، خود را زیر کمپل جمع کرده بود و صدای دندانهایش که به هم ساییده میشد، رخوت صبحگاهی را در بانو میشکست.
خشم ییلاق
نویسنده: فرخ جمال
ویراستار: فاطمه فیضی
طرح جلد: محسن حسینی
برگ آرایی: رضاپارسا
رسامی و نقاشی: فاطمه محمدی
ACKU ناشر: مرکز معلومات افغانستان در پوهنتون کابل
چاپ اول: ۱۳۹۶ ه . ش. ( ۲۰۱۷ م) کابل – افغانستان
© Copyright ACKU. Publication, resale, distribution and commercial use are prohibited.
© حق نشر متعلق به مرکز معلومات. انتشار، فروش مجدد، توزیع و استفاده تجاری ممنوع است.
© د چاپ حق د معلوماتو مرکز پورې اړه لري. خپرول، بیا پلورل، ویش او سوداګریز کارول منع دي.

Reviews
There are no reviews yet.