Description
شهر مومی ، قصهی سفرِ مردی بهنامِ «سنگو» به یک شهر آباد و آرام است که با دسیسههای این مرد ، به ویرانه تبدیل میشود. این شهر که تماماً از جنس موم ساختهشده است، با نفرت و کینهی مردم از یکدیگر، و بالا رفتنِ حرارتِ بدنِ شهروندان، آهستهآهسته گرمتر و گرمتر شده و سرانجام آنقدر گرم میشود که کوهها آب میشوند و سیلهای وحشتناکی که مخلوطی از آب و موم است، به جریان میافتد. وقتی باران و سیل قطع میشود، بچههای کوچک از خانههای خود بیرون میشوند و …
در دامنه ی کوههایی از جنس موم و زیر آسمانی نقاشی شده با آب رنگ شهری بود زیبا و خوش آب و هوا مردمان مهربان باغهای سرسبز دریاچه ی پرآب و مخصوصاً کودکان شاد آن در میان شهرهای دیگر مشهور بود مردم شهر ،مومی به یکدیگر لبخند میزدند و روزگار به شادی می.گذشت نانوا می کوشید بهترین نانها را بپزد بقال خوب ترین خوراکیها را عرضه می کرد و شیرینی پز به بچه ها گلچه هدیه میداد.
در یک روز ،آفتابی مردی قدبلند و خوش چهره به نام سنگو وارد شهر شد. در دستش جعبه ای دیده میشد که تعدادی شیشه ی خالی در آن
گذاشته بود.
شهر مومی
نویسنده: ذبیح مهدی
نقاش: الهام الاهی
از مجموعه کتابهای گهواره
ACKU ناشر: مرکز معلومات افغانستان در پوهنتون کابل
سال نشر: ۱۳۹۷
© Copyright ACKU. Publication, resale, distribution and commercial use are prohibited.
© حق نشر متعلق به مرکز معلومات. انتشار، فروش مجدد، توزیع و استفاده تجاری ممنوع است.
© د چاپ حق د معلوماتو مرکز پورې اړه لري. خپرول، بیا پلورل، ویش او سوداګریز کارول منع دي.

Reviews
There are no reviews yet.