Description
ما به قریه خود بر میگردیم ، داستانی که در این کتاب آمده مناسب جوانان و نوجوانان است. نویسنده زندگی مردم قریه ای را به تصویر می کشد که در صلح و آرامش زندگی میکنند. کودکان به مکتب میروند ولی پس از چندی افراد نقاب پوش مسلح در قریه پیدا میشوند. مکتب بسته میشود. مردم قریه از ترس جنگ فرار میکنند. در نتیجه تلاش مردم و بزرگان قریه، مشکلات حل می شوند. کودکانی از مکتب محروم شدند دوباره پس از بازگشت به قریه دوباره به مکتب میروند.
» پدرجان! در کوه قاف حال هم دیوها و اژدها هستند؟ نه دخترم! حالی آدم یزاد بسیار هوشیار و توانا شد هاند، حالا دورۀ مکتب و روشنایی است. دیوها و اژدها از روشنایی فرار م یکنند و گم میشوند. اسک و خواهرش خوشحال شدند. حالا دختران و پسران جوان تعلیم دید هاند، آگاه شد هاند، داکتر و انجنیر شد هاند و با استفاده از علم و دانش قری هها و شهرها را آباد و روشن کرده اند. مردم حالا علوم فزیک، ریاضیات، هندسه و یا بیالوجی م یخوانند. این کتا بها را حکیم جالینوس نوشته است. شﻤﺎ باید آنها را خوب یاد بگیرید. من فرداشب قصۀ حکیم جالینوس را برا یتان م یگویم که او چی قسم از زهر دوا جور م یکرد! در شهر داکتران همه کتا بهای حکیم جالینوس را خواند هاند. حکیم جالینوس این کتا بها را هزار سال پیش نوشته است. او پن جصد سال عمر کرده بود! حکیم جالینوس یک کشتی کوچک ساخت که در دریاهای مانند اباسین گردش م یکرد. او
یک کشتی بزرگ هم جور کرد که با آن مسافران را از روی دریاهای بزرگ به هر گوشۀ جهان م یبرد.!
ما به قریه خود بر میگردیم
نویسنده: محمد بشیر دودیال
مترجم: صمد علی نوازش
ویراستار: فاطمه فیضی
طرح پشتی و صفحه آرایی: محمدرضا رضایی
(ACKU) ناشر: مرکز معلومات افغانستان در پوهنتون کابل
چاپ اول: ۱۳۹۷هـ . ش (۲۰۱۸م.) کابل – افغانستان
© Copyright ACKU. Publication, resale, distribution and commercial use are prohibited.
© حق نشر متعلق به مرکز معلومات. انتشار، فروش مجدد، توزیع و استفاده تجاری ممنوع است.
© د چاپ حق د معلوماتو مرکز پورې اړه لري. خپرول، بیا پلورل، ویش او سوداګریز کارول منع دي.

Reviews
There are no reviews yet.