Description
شهریار ، نویسنده در این داستان تلاش و ریاضت خانوادهای را به تصویر می کشد که با تمام تهی دستی و فقر برای درس خواندن فرزندشان تلاش دارند.
مادر شهر یار الگویی فدا کاری و ایثار است درست مثل هزران زن قهرمان این سرزمین که با تمام بزرگی، فدا کاری، قهرمانی به گمنامی می میرد. مادر شهر یار فقر را می پذیرد. با تنگ دستی و نادرای روزگار سر می کند. اما می کوشد که فرزندش شهریار باشد. شهر یار مثل هزار انسان گرسنه و فقیر این سرزمین تلخ کامی ها و ناداری ها را تحمل می کند و می کوشد که شهریار شود.
زندگی شهریار پر است فراز و فرود، افتادن و بلند شدن ها، او رویا ها بلندی دارد. کابوس های وحشتناک زندگی اش را در هر لحظه به چالش می کشد. تا شهریار شدن هفت خوان رستم میگذرد.. به خوانندگان نوجوان توصیه می کنم که شهریار را بخوانند تا خود بدانند که شهریار، چگونه شهریار شد؟
می کنم که شهریار را بخوانند تا خود بدانند که شهریار، چگونه شهریار شد؟
جان مادر حقیقت مثل خورشید است، اجازه میدهد همه چیز را ببینی ولی نمیگذارد به خودش نگاه کنی؛کسی بوده که تو را به راه راست هدایت کرد.
شهریار تا صبح با مادرش درد دل کرد و از پشیمانی اش برایش گفت مادر شهریار که زن مهربانی بود برای شهریار گفت که سر از فردا دوباره به دکان کاکاشیر برود و بهار که فرا رسید با خواهر کش هر دو به مکتب بروند. توفان در زندگی شهریار فرو نشست؛ بار دیگر همه چیز آرامش بعد توفان شد. تنها چاره آدم این است که ثابت بر جای بماند مثل ریشۀ کوه نباید به آنچه پیرامونش رخ میدهد چندان اهمیتی بدهد؛ آری باید ثابت ماند. آرام و همه چیز را برای خود درک و توجیه کرد. شهریار بالاخره جوان شد جوانی تنومند که به صداقت
خوشنامی در قریه و شهر شهره شد.؟؟
شهریار
نویسنده: رضا پارسا
ویراستار: رو حالله واعظی
طرح پشتی و رسامی: حسام الدین رستاقی
برگ آرا: مجتبی سخی زاده
ACKU ناشر: مرکز معلومات افغانستان در پوهنتون کابل
چاپ نخست: ۱۳۹۷ خورشیدی. ( ۲۰۱۸ میلادی) کابل – افغانستان
© Copyright ACKU. Publication, resale, distribution and commercial use are prohibited.
© حق نشر متعلق به مرکز معلومات. انتشار، فروش مجدد، توزیع و استفاده تجاری ممنوع است.
© د چاپ حق د معلوماتو مرکز پورې اړه لري. خپرول، بیا پلورل، ویش او سوداګریز کارول منع دي.

Reviews
There are no reviews yet.